تبليغاتX
گل سرخ


گل سرخ

تنهایی

هنوز
دامنه دارد
هنوز هم که هنوز است
درد
دامنه دارد
شروع شاخه ی ادراک
طنین نام نخستین
تکان شانه ی خاک
و طعم میوه ی ممنوع
که تا تنفس سنگ
ادامه خواهد داشت
و درد
هنوز دامنه دارد ...

قیصر امین پور

پ.ن: برام دعا کنیین...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:52 توسط شقایق| |

واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید می شوند
همچنانکه سطر سطر
صفحه های دفترم سیاه می شوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دستهای مهربانی ات
در ابتدای راه
خسته می شوند
گفتمت که راه دیگری
انتخاب کن :
دفتر مرا ورق بزن !
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!
  
از قیصر امین پور

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:51 توسط شقایق| |

 سلام

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .

زندگی چیست ؟

اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم



قضاوت
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم


انسانیت
انسان بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او ادامه می یابد.


بگذار تا شیطنت عشق....
خدایا اضطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر روح ام عطا کن و لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عزیز بر جانم ریز


هست و نیست
در بی کرانه زندگی دو چیز افسونم کرد: آبی اسمان که می ببینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست


تهمت و دروغ
تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد


چگونه زیستن
خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت .


شهرت
خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 22:2 توسط شقایق| |

نمی دونم از کجا باید شروع کرد ...دوباره یه جورایی سردرگم شدم ... من عادت دارم ... برای کارام برنامه ریزی می کنم ...و بعد... حتی یک صدم درصد هم بهش عمل نمی کنم ... دوستم نسرین میگه تو برنامه ریزی نکن ...راس می گه ... به خاطر همین همش سر در گمم... تازگی ها یه چیز دیگه هم بهش اضافه شده استرس ... سر جلسه امتحان میان ترم بودجه بود که استاد بهم گفت استرست خیلی زیاده ... تازه سر امتحان پایان ترم  صنعتی که خیلی هم بلد بودم گند زدم به خاطر یه عدد کوچیک همه نمره رو از دست می دم ...یه جا که باید ضرب می کردم تقسیم کردم ...اونجا هم استاد گفت خیلی اضطراب داری ...واقعا من اضطراب دارم ... خودم هم نمی دونم ...

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 22:57 توسط شقایق| |

۱.کسانیکه تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند
مرده های خاموش و پلید تاریخ اند.

۲. وقتی در صحنه ی حق وباطل نیستی
هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده باشی
چه به شراب ،هر دو یکی است .

۳. قناعت یعنی " آزاد شدن از زیر اسارت مصرفهای
تحمیلی و مصنوعی "نه به کم ساختن و
فقر پرستی که این خود ذلت است.

 
۴.دعا هرگز جانشین وظیفه نمی شود .

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:32 توسط شقایق| |


Design By : Night Skin

خبرنامه





Powered by WebGozar

آمار وبلاگ
سخن روز