تبليغاتX
گل سرخ


گل سرخ

تنهایی

 به خيال خام بردم

شب تيرگی به فردا

به اميد آنکه دستی بگشايدم به فردا

ز پس خيال خامم همه شب ستاره چيدم

ولی از سياه تيره به سحر نمی رسيدم

به تمام سوخت جانم به اميد صبح فردا

به سپيده مرده بودم ز عذاب سختی راه

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:15 توسط شقایق| |

پروانه‌ها را مي‌شناسيم.

 زياد نمي‌بينيمشان، ولي با ديدنشان دلمان تازه مي‌شود.

 زندگي را بهتر مي‌شناسيم وقتي كه به زندگي پرظرافت و پرطراوت پروانه‌ها خيره مي‌شويم.

 آنگاه كه باور كنيم در پس بالهاي ظريف و نحيف اين مخلوقات، احساسي پرعاطفه و تلاشي مداوم جريان دارد، پروانه‌ها را از خود نمي‌رانيم.

 وقتي بپذيريم انگار خلق شده‌اند تا ما را به خود بياورند و آمده‌اند تا شيريني زندگي را به ما يادآوري كنند، با پروانه‌ها يار مي‌شويم.

اما از همه بالاتر، وقتي كه پروانه‌اي را مي‌بينيم كه با همان بالهاي ظريف، با دشوارترين طوفان حادثه نبرد مي‌كندتا خود را به گلخانه انديشه و عاطفه برساند، به حالشان غبطه مي‌خوريم و تازه احساس مي‌كنيم كه چقدر كم طاقتيم!

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:45 توسط شقایق| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:0 توسط شقایق| |

کاش تا همیشه کودک می ماندیم !

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 13:29 توسط شقایق| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 21:15 توسط شقایق| |


Design By : Night Skin

خبرنامه





Powered by WebGozar

آمار وبلاگ
سخن روز